سون مدیا

خلاصه قسمت 118 سریال ترکی تو در خانه ام را بزن (عشق مشروط) | دوبله فارسی و زیرنویس

کانال تلگرام سون مدیا بروزترین مطالب در کانال تلگرام
به سایت سون مدیا سایت خلاصه و اهنگ های سریال های ترکی خوش امدید
سه شنبه ۳۰ شهریور ۱۴۰۰
قسمت 118 سریال ترکی تو در خانه ام را بزن

قسمت ۱۱۸ سریال ترکی تو در خانه ام را بزن

سلام در این بخش به مطالعه خلاصه قسمت ۱۱۸ سریال ترکی تو در خانه ام را بزن (عشق مشروط) میپردازیم.

آیدان خودش را به کافه می رساند و همان اول کار می گوید که حسابی از دست کمال دلخور است. بعد هم در مورد این که سرکان کمی شک کرده حرف میزند و قصد رفتن می کند.

وقتی می بیند کمال هم اصراری ندارد خودش می خواهد که بنشیند تا حداقل مثل قدیم چایی بنوشد. تا سومین چایی آنجا می نشیند و وقتی می بیند نمی تواند دل بکند،

فورا از جایش بلند می شود و قبل رفتن هم به کمال خیره می شود و در دل می گوید: «طرف خیلی عاشقمه! » و می رود.

آیفر و دخترها برای شام شب حسابی تدارک دیده اند اما ادا اصلا حال خوبی ندارد و ناراحت است.

وقتی سرکان و خانواده اش از راه می رسند، کمی بعد از شام سرکان بلند می شود و به اتاق ادا می رود. ادا هم دنبالش می رود.

سرکان با دیدن او می گوید: «ادا از این به بعد من کاری نمیکنم که تورو ناراحت کنم. » ادا می گوید: «پس کارای گذشته چی؟ »

سرکان می گوید: «اونا تو گذشته موند ادا. دلیلی برای گیر کردن تو گذشته وجود نداره. » ادا که انگار کلی حرف برای گفتن دارد

فقط می گوید: «هرچقدر بخوایم گذشته رو فراموش کنیم، اون یه جایی منتظره که خودش رو نشون بده. » سرکان که سردرگم شده می پرسد: «چیشده ادا؟ » اما ادا حرفی نمیزند و آیفر انها را صدا میزند.

ادا در تنهایی به یاد لحظه هایی که با سرکان داشت می افتد و بغض می کند. کمی بعد که سر میز برمیگردد، رو به سرکان می گوید: «سرکان من خیلی فکر کردم و یه تصمیم گرفتم. ما نمیتونیم با هم باشیم. »

سرکان از جایش بلند می شود و می گوید: «چیشده؟ بگو! چون خسته شدم. یه چیزی هست که نمیخوای بهم بگی و منو رد میکنی. بگو چیشده؟ »

ادا می گوید: «سلین حامله ست! » سرکان و بقیه از شنیدن این موضوع جا می خورند. سرکان که شوکه شده می گوید: «این امکان نداره ادا. مطمئنم همچین چیزی نشده. »
سرکان به خانه سلین می رود و بدون مقدمه می گوید: «میخوام باهام صادق باشی. حامله ای؟ » سلین که خیلی ناراحت شده می گوید: «آره حامله م. »

سرکان می گوید: «چطور ممکنه سلین؟ بین ما چیزی نبوده و نمیتونه باشه. » سلین می گوید: «سرکان این تو بودی که به من زنگ زدی تا کنارت باشم. من ذاتا حس بدی دارم بیشتر از این منو کوچیک نکن! »

سرکان می گوید: «چرا اینو قبلا نگفتی؟ چرا امشب؟ » سلین می گوید: «چون نمیخواستم خوشحالی شمارو خراب کنم. » سرکان که شوکه شده فقط می گوید: «الان نمیدونم چی باید بگم و چیکار باید بکنم. » و خانه سلین را ترک می کند.

سرکان تمام شب تا صبح سعی می کند با ادا تماس بگیرد اما ادا جواب نمی دهد و سرکان مجبور می شود به در خانه ی آیفر برود.

او با دیدن ادا می گوید: «ادا نباید اینطور تموم شه. منو و تو عاشق همیم. » ادا می گوید: «اما این وسط یه واقعیت هست. یه بچه هست. تو شکم سلین بچه تو هست. »

سرکان می گوید: «شاید بچه مال من نیست و سلی نداره بازی درمیاره. وقتی میگم چیزی بین منو سلین نبوده چرا باور نمیکنی؟ »

ادا می گوید: «یه بچه هست و ما باید زندگیمون رو براساس اون پیش ببریم. » و در را به روی سرکان می بندد.

سرکان از ادا می خواهد تا شب به خانه اش بیاید که د آرامش با هم صحبت کنند. او شام رمانتیکی ترتیب داده و منتظر ادا می شود. بعد از شام سرکان از ادا می خواهد تا با هم طبق قرار قبلی شان به پاریس بروند.

ادا که چشمانش پر از اشک شده قبول می کند. بعد هم تمام شب با هم صحبت می کنند و در آغوش هم می رقصند.

صبح که سرکان چشمانش را باز می کند خبری از ادا نیست. او نامه ای برای سرکان گذاشته و نوشته با این که عاشق او است اما مجبور است که برود و دیگر برنگردد.

سرکان فورا به در خانه ی آیفر می رود اما او هم خبری از ادا ندارد. سرکان از ملو می خواهد تا حقیقت را به او بگوید و فورا سوار ماشینش می شود تا خودش را به فرودگاه برساند.

دنیز با عصبانیت پیش سلین می رود و می پرسد: «سلین راستش رو بگو، اگه حامله ای اون بچه از منه درسته؟ »

سلین سکوت می کند و بعد می گوید: «رابطه ی ادا و سرکان تموم شه اگه قدم های درست برداری میتونی شانسی داشته باشی. » و بعد می گوید: «رابطه ای که بین ما بوده یه رابطه یه شبه بوده نه بیشتر. »

ادا در فرودگاه است و سرکان هم خودش را می رساند. لحظه های آخر ادا دردی در قلبش حس می کند و برمی گردد.

سرکان هم از نگهبان خواهش می کند تا بگذارد که رد بشود اما وقتی می بیند این اجازه را ندارد قلب او هم درد می گیرد و سرش گیج می رود. ناگهان او از دور ادا را می بیند و صدایش میزند. ادا به سمت او برمی گردد اما سرکان چشمانش سیاهی می رود و بیهوش می شود…

امیدواریم از مطالعه خلاصه قسمت ۱۱۸ سریال ترکی تو در خانه ام را بزن لذت برده باشید. برای مطالعه  قسمت بعدی به صفحه خلاصه قسمت ۱۱۹ سریال ترکی تو در خانه ام را بزن مراجعه فرمایید.

برای حمایت از سون مدیا عضو کانال تلگرام سون مدیا به آدرس kh7media@ لینک این  پست را برای دیگران ارسال کنید و عضو کانال تلگرامی سون مدیا شوید تا از اخبار و قسمت های جدید سریال با خبر شوید.

به این پست امتیاز دهید.
رای دهید

کانال تلگرام سون مدیا

کانال تلگرام سون مدیا

برای عضویت در کانال تلگرام سون مدیا روی kh7media@ روی بنر کلیک کنید.
دیدگاه کاربران انتشار یافته : ۰ - در انتظار بررسی : 5
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


کانال تلگرام ســون مـدیـا اینستـاگـرام ســون مـدیـا