سون مدیا

خلاصه قسمت 325 سریال ترکی روزگارانی در چوکوروا ( چوکوراوا ) | دوبله فارسی و زیرنویس

کانال تلگرام سون مدیا بروزترین مطالب در کانال تلگرام
به سایت سون مدیا سایت خلاصه و اهنگ های سریال های ترکی خوش امدید
سه شنبه ۲۷ مهر ۱۴۰۰
قسمت ۳۲۵ سریال ترکی روزگارانی در چوکوروا

سلام در این بخش به مطالعه خلاصه داستان قسمت ۳۲۵ سریال ترکی روزگارانی در چوکوروا میپردازیم.

برای مطالعه سایر مطالب به صفحه اصلی سون مدیا مراجعه کنید و روی لینک کلیک کنید

بهیجه به مژگان می گوید که پولهای ایلماز پیدا شده و ماجرا را برایش تعریف میکند و با هم به این نتیجه می رسند که زلیخا عمدا آن زمین را به دولت داده تا پول ها به آن ها نرسد.

مژگان با تکین صحبت میکند و تکین هم می گوید خوشحال است که پول ها به کودکان بی سرپرست رسیده است و مژگان با شنیدن این موضوع ناراحت و عصبی می شود.

تکین برگه ای را به مژگان نشان می دهد که ایلماز برای کرمعلی حسابی باز کرده و سی میلیون در آن حساب گذاشته و امضای تکین و ایلماز هم پایین برگه است. مژگان با دیدن برگه از اینکه ایلماز را قضاوت کرده کمی شرمنده می شود و تکین می گوید ایلماز کرمعلی را خیلی دوست داشته و هرگز بین فرزندانش تفاوتی قائل نبوده است.

بعد از شام در عمارت یامان کسی با دمیر تماس می گیرد و دمیر هم می گوید با دوستانش قرار دارد و شب منتظرش نباشند. زلیخا از اینکه دمیر آنوقت شب بیرون میرود ناراحت می شود و به او خیره نگاه می کند.

سودا می گوید عشق از چشمانش پیداست و متوجه است هر زمان که دمیر بیرون میرود تا دیروقت به خانه نمیاید زلیخا همیشه غمگین و ناراحت می شود. سودا از او می خواهد که به عشقشان فرصتی بدهد و بار دیگر کسی که دوستش دارد را از دست ندهد و زلیخا در سکوت به حرف های سودا فکر می کند.

مژگان کمی در فکر است و فکرت به او می گوید که حالا وضعیت پول ها روشن شده ناراحت نباشد و مژگان می گوید: بخاطر اینکه عاشق یه ادم اشتباه شدم ببینم به چه حالی افتادم بابام قبلا منو خیلی دوست داشت و از توی چشماش عشقشو حس میکردم اما الان دیگه بهم شک داره.

فکرت می گوید: تو قلب تمیزی داری به صدای قلبت گوش کن نه به حرف عمت و عموم هم همینو میخواهد و کمی به مژگان نزدیک می شود و دستش را می گیرد که به آمدن نظیره مژگان خودش را عقب می کشد.

تکین و زلیخا با هم در جایی قرار دارند که با آمدن زلیخا تکین به او می گوید: لحظه ای فکر کرده هولیا آمده و دقیقا رفتارش و حرکاتش شبیه اوست و مثل او زنی جسور است و زلیخا می گوید هر کاری می کند برای نگهداشتن یاد مادرش است.

تکین و زلیخا راجب وقف ثروت ایلماز برای کودکان بی سرپرست صحبت می کنند و هر دو از اینکه ثروت ایلماز هدر نرفت خوشحال هستند اما زلیخا می گوید برای مژگان ناراحت است و تکین هم می گوید ناراحت نباشد چون ایلماز برای کرمعلی حسابی باز کرده و سی میلیون پول زمانی که به سن ۲۱ سالگی برسد به دستش می رسد.

فکرت به مژگان می گوید ناراحت نباشد و او همیشه کنارش خواهد بود و به مژگان نزدیک می شود و او را میبوسد اما مژگان فاصله می گیرد و می گوید : از من چی میخوای؟ من یکبار عاشق آدم اشتباهی شدم و زندگیم نابود شد دیگه نمیخوام اینو تکرار کنم اگه دنبال یه رابطه مخفی و ماجراجویانه هستی من نمیتونم انتظاراتتو رفع کنم.

تکین تعجب می کند و می گوید این حرف ها را از کجا آوردی؟ و مژگان می گوید آیا از احساساتش مطمئن است؟. فکرت می گوید خودش هم اولین بار است که همچین حسی دارد و نمی داند چه اسمی برایش بگذارد.

مژگان هم می گوید بهتر است تا زمانی که مطمئن نشده با هم ارتباطی نداشته باشند و هر موقع که توانست جلوی بقیه دستش را بگیرد بیاید. تکین روی آتش قهوه ای درست می کند و به زلیخا می دهد و می گوید همیشه اولین قهوه را به هولیا میداده و اولین و اخرینش او بوده است.

تکین از هولیا یاد می کند و بعد هم می گوید زلیخا جوان و زیباست باید به فکر خودش باشد و او شاهد عشق نافرجام او و ایلماز بوده اما شاهد عشق دمیر هم هست و بهتر است فرصتی به او بدهد.

زلیخا می گوید آن ها خیلی قلب هم را شکسته اند و ممکن نیست بتوانند زخم های همدیگر را خوب کنند. تکین می گوید اگر دمیر جان ایلماز را نجات داد و چیز غیرممکنی بود که اتفاق افتاد و خوب شدن آن ها هم ممکن است. تکین می خواهد از زندگیش محافظت کند و خوشبخت باشد و نگذارد از دستش برود اما باز هم به تصمیم زلیخا بستگی دارد و می گوید همیشه کنار او خواهد بود.

فکرت به خانه امید می رود و امید می گوید بهتر است احتیاط کنند و ممکن بود دمیر انجا باشد. امید ماجرای ترکیدن لوله ها و امدن دمیر و نگهداشتنش را می گوید و فکرت هم خوشحال می شود و می گوید این کار تمام شدنیست.

فکرت می گوید کل چوکوروا میفهمند که دمیر چه ادمیست و مثل پدرش ادم خیانتکاریست بعد هم مال و ثروتش را می گیرد و خانواده اش را از هم میپاشد و بعد اگر امید خواست به استانبول یا برلین برمیگردد و تلافی همه ی سختی هایشان را از او می گیرند.

فکرت می خواهد به امید نزدیک شود که امید خودش را عقب می کشد و فکرت متوجه می شود که خبریست و به او می گوید اگر عاشق دمیر شود نابود می شوند و او هم امید را نابود می کند.

بهیجه صبح در عمارت داد و بیداد می کند و غفور را صدا می زند تا شومینه را برایش روشن کند و زباله های خانه اش را بیرون ببرد اما غفور می گوید خدمتکار او نیست.

بهیجه می گوید اگر ماجرای قتل خطیب توسط غفور را به پلیس بگوید چه میشود؟ غفور هم می گوید اگر هر چیزی که راجب او می داند بگوید چه؟ بهیجه انکار می کند و می گوید غفور از او مدرکی ندارد و اما خودش بر علیه غفور مدرک دارد. غفور هم مضطرب می شود و سعی می کند بهیجه را ساکت کند و به خواسته های بهیجه رسیدگی می کند.

سر میز صبحانه دمیر متوجه می شود که بهیجه در عمارت کوچک ساکن شده و از اینکه بهیجه گلتن و چتین را بیرون کرده عصبی می شود و به سراغ بهیجه می رود و میبیند که غفور زباله های بهیجه را خالی می کند و او را کتک می زند و زباله ها را جلوی خانه بهیجه پرت می کند. بهیجه بیرون میاید و دمیر می گوید باید گورتو از اینجا گم کنی بری و بهیجه می گوید آنجا مال برادرزاده اش است و این کارهای دمیر قلدربازیست.

همان موقع مژگان میاید و دمیر می گوید با زبان خوش از آنجا بروند و مژگان می گوید او شبیه عروسک خیمه بازی زلیخا شده و آنجا مال اوست. دمیر هم غفور و بقیه را تهدید می کند هیچکس حق ندارد کارهای بهیجه را انجام دهد حتی به او سلام هم نمی دهند.

ثانیه به غفور مشکوک می شود و می گوید چه صنمی با بهیجه دارد که زباله هایش را خالی میکند؟ غفور هم می گوید برای اینکه آرامش اهل خانه بهم نخورد این کار را کرده و ثانیه به او می گوید اگر یکبار دیگر کارهای بهیجه را انجام دهد قبل دمیر خودش او را می کشد.

پایان قسمت ۳۲۵ سریال ترکی روزگارانی در چوکوروا

برای مطالعه قسمت ۳۲۶ سریال ترکی روزگارانی در چوکوروا کلیک کنید

برای مطالعه قسمت های سریال ترکی روزگارانی در چوکوروا کلیک کنید.

برای حمایت از سون مدیا عضو کانال تلگرام سون مدیا به آدرس kh7media@ شوید تا از اخبار و قسمت جدید سریال با خبر شوید و لینک این  پست را برای دیگران ارسال کنید.

برای مطالعه سایر مطالب به صفحه اصلی سون مدیا مراجعه کنید و روی لینک کلیک کنید

به این پست امتیاز دهید.
خلاصه قسمت ۳۲۵ سریال ترکی روزگارانی در چوکوروا ( Bir Zamanlar Çukurova )
4.55 از 11 رای

کانال تلگرام سون مدیا

کانال تلگرام سون مدیا

برای عضویت در کانال تلگرام سون مدیا روی kh7media@ روی بنر کلیک کنید.
دیدگاه کاربران انتشار یافته : ۰ - در انتظار بررسی : 8
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


کانال تلگرام ســون مـدیـا اینستـاگـرام ســون مـدیـا