سون مدیا

خلاصه قسمت 5 سریال ترکی زخم قلب (Kalp Yarasi) | زیرنویس و دوبله فارسی

کانال تلگرام سون مدیا بروزترین مطالب در کانال تلگرام
به سایت سون مدیا سایت خلاصه و اهنگ های سریال های ترکی خوش امدید
سه شنبه ۳۰ شهریور ۱۴۰۰

خلاصه قسمت ۵ سریال ترکی زخم قلب (Kalp Yarasi)

دسته بندی : ★ سریال زخم قلب تاریخ : چهارشنبه 4 آگوست 2021
قسمت 5 سریال ترکی زخم قلب

قسمت ۵ سریال ترکی زخم قلب

سلام در این بخش به مطالعه پست خلاصه قسمت ۵ سریال ترکی زخم قلب میپردازیم، امیدواریم از مطالعه آن لذت ببرید.

خلاصه قسمت ۵ سریال ترکی زخم قلب

فرید از دست عایشه عصبانی است بخاطر که نیمه شب بیرون رفته و خبر نداده است، عایشه هم میگوید که زن واقعی او نیست و حق حساب پس گرفتن از او را نداد.

هر دو سوار ماشین میشوند تا دور از چشم ها با هم صحبت کنند و هر دو سعی دارند حسی که نسبت بهم پیدا کردند را انکار کنند.

عایشه میگوید: که او هنوز هانده را دوست دارد و حلقه ازدوجشان را با خود دارد و هنوز هم او را فراموش نکرده است.

عایشه با چشمانی پر از اشک میگوید که میخواهد این قرارداد تمام شود و طلاق بگیرد. فرید هم قبول میکند و عایشه در چشمان او نگاه میکند

و میگوید که دیگر اسباب بازی عشق او و هانده نمیشود، فرید هم اسم باها را پیش میکشد و میگوید در اصل تو بخاطر دوس پسرت داری فرار میکنی و صبر اونه که تموم شده.

عایشه با عصبانیت به فرید ماجرای باها را سر بسته میگوید و فرید مات و مبهوت او را نگاه میکند. فرید بزور عایشه را سوار ماشین میکند و به او میگوید که نمیتواند او را وسط راه تنها بگذارد و برود.

باها در زندان خودش را زخمی میکند و او را به بیمارستان میبرند. فرید عایشه را کشان کشان به عمارت میبرد و همه از رفتار آنها تعجب میکنند.

فرید و عایشه با هم بحث میکنند و عایشه میگوید که از او شکایت میکند و فرید هم میگوید که راه به جایی نمیبرد، کافیست شش ماه تحمل کند و بعد هم هر کسی به راه خود ادامه بدهد.

لمان و سینان هم با دعوا میکنند و لمان میخواهد که سینان هم از حق آنها دفاع کند و دست از مطیع مادرش بودن بردارد.

اهالی عمارت با هم بحث میکنند و هر کس با نا امیدی و غم به گوشه ای پناه میبرد، همگی از تصمیمات و زورگویی های مدارشان به سطوح آمده اند.

ازاده و عدنان هم درگیری لفظی پیدا میکنند و عدنان میگوید که ازاده با ترس ها و قوانین پدرش هنوز زندگی میکند و زندگی فرزندانشان را با این قوانین خراب کرده است.

آزاده هم عدنان را تحقیر میکند و میگوید که او نمیتواند قدرت و جسارت داشته باشد و همیشه حقیر میماند.

ودیا فلشی که هانده به عایشه داده را به فرید میدهد و او را از نیت هانده با خبر میکند. در بیمارستان چند نفر نقشه ای کشیدند تا باها را از آنجا خارج کنند و موفق میشوند.

عایشه برای گربه های محل غذا میبرد،و با دیدن بازی بچه ها به یاد کودکی خودش مشغول بازی با آنها میشود.

فرید بت دیدن او لبخند میزند و از عایشه میخواهد که برای مهمانی شب خودش را مرتب و شیک حاضر کند و لباس خوبی بپوشد.

سدا خواهر باها با عایشه تماس میگیرد و خبر فرار کردن عایشه را میدهد. باها در کامیونی مخفی شده و برای دیدن عایشه میرود، هانده برای فرار کردن باها نقشه ریخته و او را فراری داده است.

بتول برای یامان صبحانه حاضر کرده و سعی دارد برای جابجا کردن وسایل یامان در خانه جدیدش کمک کند اما یامان او را پس میزند و بتول با گریه خانه او را ترک میکند.

یامان و فرید در مقابل شرکت با هم روبرو میشوند و یامان میگوید ماشینم را با پول بابام نه با پول خودم خریده ام. و فرید هم میگوید چیزاهایی زیادی مثل اعتبار و شرافت و دوست و عشق را هم بخرد و چقدر آدم پوچ و تو خالیست.

باها با عایشه تماس میگیرد و میگوید که قصد رفتن به خارج را دارد و کسی هست که به او کمک کند.

در جلسه هیئت مدیره فرید مدارکی را میاورد که نشان میدهد حسین از آنها پول زیادی گرفته و یامان هم از حسین دفاع میکند و میگوید که در جریان بوده و از قبل تصمیم داشتن قیمت ها را نصف کنند.

ودیا فرزند نوزادش را گذشته از دست داده و برای روز تولدش سر مزار او رفته و برایش گریه میکند.

عدنان به ناراحتی بین یامان و فرید شک کرده و از او علت اختلافشان را میپرسد.

عایشه به خانه ودیا میرود و ماجرای دروغی بودن ازدواجشان را میگوید که ناگهان صدای پایی میاید و عایشه کسی را در ان اطراف نمی بیند ( کسی صدای آنها را شنیده ).

فرید به محل کار سینان میرود و میخواهد که با او صحبت کند اما سینان با او مخالفت میکند و فرید هم میگوید که هانده با یامان به او خیانت کرده اند، سینان با شنیدن این حرف عصبی میشود و بهم میریزد.

یامان برای بتول گردنبندی خریده و از او عذرخواهی میکند و او را میبوسد.

هانده مشغول ارایش برای مراسم است و کمی عصبی است، زمرد مادرش او را میبیند و از گذشته اش با ازاده تعریف میکند و از او میخواهد که با تقدیرش مقابله نکند و از فرید دست بکشد و به مهمانی نرود و هانده هم میپذیرد.

فرید و عایشه لباس پوشیده و حاضر شده و اند و خانوادگی از دیدن انها خوشحالند، آزاده هم به گردن عایشه گردنبند مرواریدی میندازد.

هانده بدون خبر به مهمانی میرود و زمرد عصبانی میشود. بتول و یامان با هم به جشن میروند و هانده هم با دیدن آنها پشت چشمی نازک میکند و به آنها تبریک میگوید.

فرید و عایشه هم وارد جشن میشوند و همگی به آنها تبریک میگویند. لمان برای سینان ساعتی خریده و از او بابت حرفهایی که زده عذرخواهی میکند و در مورد دوست آلمانی موگه (پسر عشق اول سینان) صحبت میکند و سینان کمی دست پاچه میشود.

هانده برنامه ای چیده و یکی ویدیو از حرفهای فرید پخش میکند که در آن فرید میگوید: سال بعد همین موقع و هزاران سال دیگه کنار زنی که دوسش دارم هانده هستم.

فرید عصبانی میشود و میگوید هر کسی اینکارو کرده ازش حساب پس میگیرم.

هانده مست کرده و برای جلب توجه فرید آهنگی میخواند و در آخر میگوید که زندگی مردی که دوسش دارد را نابود کرده و فرید برای آرام کردنش او را پایین میاورد و عایشه با دیدن این صحنه عصبی میشود و از آنجا به سمت ترمینال میرود.

فرید هم به دنبال عایشه میرود، عایشه از راننده میخواهد کمی آرامتر رانندگی کند اما راننده توجهی نمیکند و تصادف شدیدی میکنند.

فرید به صحنه تصادف میرسد و با اشک عایشه را صدا میکند، عایشه از پشت او را صدا میکنند و همدیگر را در آغوش میگیرند و گریه میکنند.

هانده با حالی گیج و سر درگم به خانه یامان میرود و از او میپرسد چرا هنوز عاشق اوست با اینکه او را اذیت کرده؟!

یامان میگوید: اینجا اومدی تا با عشقم زخم قلبت رو ترمیم کنم و دوباره پیش فرید برگردی اما نه دیگ اینکارو نمیکنم! ، من تو توی طرف تاریکی هستم و هانده هم از آنجا میرود.

فرید و عایشه داخل ماشین روبروی عمارت هستند و فرید میگوید که اگر اتفاقی برای عایشه میفتاد تا آخر عمر تنها میماند! هر دو خاطراتی که با هم ساخته اند را مرور میکند. باها چند قدم آن طرف تر آنها را تماشا میکند.

آزاده وسایل لمان را حاضر کرده تا او را به روستا بفرستد و لمان هم سینان و ایبرو (عشق سابق سینان) را در مدرسه موگه میبیند و ناراحت میشود.

فرید در مکانی سرسبز و زیبا مشغول کاشتن گل و گیاه است و با لبخند با عایشه تماس میگیرد و میخواهد که به آنجا برود و با هم صحبت کنند.

عایشه لباس سفید زیبایی پوشیده و بسیار خوشحال است و از خانه بیرون میرود که باها او را صدا میکند و بیهوش میشود .

امیدواریم از مطالعه خلاصه قسمت ۵ سریال ترکی زخم قلب لذت برده باشید. برای مطالعه قسمت بعدی وارد صفحه خلاصه قسمت ۶ سریال ترکی زخم قلب شوید.

برای حمایت از سون مدیا عضو کانال تلگرام سون مدیا به آدرس kh7media@ لینک این  پست را برای دیگران ارسال کنید و عضو کانال تلگرامی سون مدیا شوید تا از اخبار و قسمت های جدید سریال با خبر شوید.

به این پست امتیاز دهید.
رای دهید

کانال تلگرام سون مدیا

کانال تلگرام سون مدیا

برای عضویت در کانال تلگرام سون مدیا روی kh7media@ روی بنر کلیک کنید.
دیدگاه کاربران انتشار یافته : ۰ - در انتظار بررسی : 5
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


کانال تلگرام ســون مـدیـا اینستـاگـرام ســون مـدیـا