سون مدیا

خلاصه قسمت 7 سریال ترکی عشق منطق انتقام (Ask Mantik Intikam) | دوبله و زیرنویس فارسی

کانال تلگرام سون مدیا بروزترین مطالب در کانال تلگرام
به سایت سون مدیا سایت خلاصه و اهنگ های سریال های ترکی خوش امدید
دوشنبه ۲۹ شهریور ۱۴۰۰
قسمت 7 سریال ترکی عشق منطق انتقام

قسمت ۷ سریال ترکی عشق منطق انتقام

سلام در این بخش خلاصه قسمت ۷ سریال ترکی عشق منطق انتقام آماده کرده ایم.

قسمت ۷ سریال ترکی عشق منطق انتقام

اسرا وقتی اوزان و چاعلا را در آن حالت میبیند از برداشتن ژاکتش منصرف میشود، اسرا به موسی میگوید: موسی لطفا به اوزان نگو که من کل امشب بالاسرش بودم.
اسرا به زینب میگوید: اوزان به من گفت کسی در زندگیم هست، پس حتما بین اوزان وچاعلا خبرهایی هست.

اوزان به هوش اومده است و منتظر تماس اسرا میباشد، به موسی میگوید: اسرا حتی تماس نگرفته است که تشکر کند،موسی میخواهد بگوید که اسرا تمام شب را کنارش بوده است اما اوزان انقدر کلافه و عصبی است که گوش نمیدهد.

برای یک لحظه اوزان ژاکت اسرا را میبیند و میپرسد؛ این ژاکت مال کیه؟ موسی میگوید: مال یکی از دخترای شرکته دیروز به ملاقاتت امده است اینجا ژاکتش را جا گذاشته است.

اسرا هم که حسابی از نزدیک شدن چاعلا و اوزان کلافه است، به زینب میگوید: اوزان از چاعلا پرسیده است که تو تمام شب را کنارم بودی؟ چاعلا جواب نداده است و گفته است مهم نیست!!!


قسمت 7 سریال ترکی عشق منطق انتقام

قسمت ۷ سریال ترکی عشق منطق انتقام

در محله خبر استعفای رئیس محله اطلاع داده میشود، به گوش زمرد میرسد که کسی که رئیس میشود به او حقوق میدهند. با عجله میرود و لباسهای رسمی اش را میپوشد.

نریمان ((ارایشگر محله یا بهتره بگم خبرچین محله)) به منکشه میگوید: ما اهل محل نشستیم و تصمیم گرفتیم تو را انتخاب کنیم، منکشه اولش راضی نمیشود.

زمرد با یک دست لباس رسمی کت و شلوار جلو مغازه ظاهر میشود و میگوید: من کاندیدم من رئیس جدید هستم.

منکشه که این را میشنود، میگوید: زمرد خانم این پیشنهاد را بمن داده اند و وظیفه من است.

زمرد میگوید: همین الان شنیدم تو این وظیفه را نمیخواهی.

نریمان میگوید: حالا که دو تا نامزد داریم باید انتخاب کنیم، هر کسی که بهتر باشد برنده خواهد شد.(( رقابت منکشه و زمرد دیدنیه خخخ))

اسرا به شرکت برمیگردد و لیستی به او میدهند تا برای خانه اوزان خرید کند، طبق معمول غر میزند که چرا من باید این خریدها را بکنم و مجبور شوم اورا ببینم.

بالاخره خریدها را انجام میدهد و به خانه اوزان میبرد. خسته میشود و میخواهد یک لیوان قهوه بنوشد که قهوه را روی خودش میریزد، به اتاق اوزان میرود تا لباسش را خشک کند که اوزان و چاعلا سر میرسند.

اسرا در حالیکه تی شرت اوزان را پوشیده است داخل کمد لباسهای اوزان قایم میشود.

اوزان برای عوض کردن لباس به اتاقش میرود که اسرا را میبیند، میگوید: تو اینجا داخل کمد من چیکار میکنی؟ هر بار که این دوتا روبرو میشوند محال است جر و بحث نکنند.

دوباره شروع به جروبحث کردن میکنند، اوزان میگوید: زنگ نزدی حالم را بپرسی، اسرا میگوید: تو کنار کسی که خوشحالی هستی پس نیازی بمن نداری.
اسرا لباسهایش را میپوشد و به شرکت بازمیگردد.

چاعلا از نگفتن همه حقیقت عذاب وجدان دارد، به برادر دو قلویش چنار میگوید: من کار بدی کردم.

چنار میخنند و میگوید: حالا که میخندی و خوشحالی، میتونیم این دروغ مصلحتی فرض کنیم.

الیف به سراغ اکرم میرود، به اکرم میگوید: از این رقابت کناره گیری کنید لطفا تا مادرم برنده شود. شاید اینطوری با این مسائل سرش گرم شود و من کمی نفس راحت بکشم، اما اکرم قبول نمیکند.

غایه در اینترنت به دنبال لباسهای چاعلا میگردد که بفهمد لباسهایش را کجا میخرد که عکس چاعلا و چنار را کنار هم میبیند. غایه میفهمد که چنار برادر دو قلوی چاعلا میباشد (( این دفعه برای چنار غل و غش میره پسره رئیسسسه!!!))

اکرم به مادرش میگوید: ما باید وعده های بزرگ بدهیم، اما منکشه میگوید: ادم های عاقل وعده ای نمیدهند که نتوانند عملی کنند.

اسرا که همچنان غر میزند، زینب گوشی تلفنش را برمیدارد و به اوزان پیام میدهد تا بفهمد اسرا کنارش بوده است نه چاعلا.

اما اسرا به موقع تلفن را از دست زینب میگیرد و پیام را پاک میکند.

اوزان عصبانی میشود و میگوید: موسی این دختر من را دیوانه میکند، پیام فرستاده اما ان را پاک کرده است.

منکشه سعی میکند با توانایی اشپزیش دل مردم محله را بدست اورد و زمرد نیز با پول و وعده های تو خالیش!!

زمرد میفهمد که اوزان بخاطر اسرا بیمارستان بوده است، به سرعت خودش را به شرکت اوزان میرساند. اوزان از او میخواهد داخل اتاقش بماند تا به جلسه اش برسد. به مادرش میگوید: اگر اینجا بمانی و جایی نری کارت هایت را پس میدهم.

بعد از اینکه اوزان به جلسه میرود زمرد با اون النگوهاش در داخل شرکت پرسه میزند، سر کارمندا فریاد میزند و ابرو ریزی راه می اندازد.

همه متوجه رفتار عجیب این زن عجیب و خودخواه میشوند. زمرد در راه رو شرکت چاعلا را میبیند و خیلی از چاعلا خوشش می آید.

زمرد اسرا را مجبور میکند برایش قهوه ببرد و به او در بین حرف زدن تیکه می اندازد.

زمرد از چاعلا دعوت میکند تا برای دیدنش به خانه آنها برود، چاعلا قند در دلش اب شده است از خوشحالی چنان میخندد همه دندانهایش پیداست خخخخ.
اوزان از این دعوت کاملا بیخبر است.

چاعلا با اوزان تماس میگیرد، اوزان میفهمد که مادرش بدون گفتن به او چاعلا را دعوت کرده است. اوزان اسرا را داخل شرکت میبیند و به او میگوید: مادرم چاعلا را دعوت کرده است، امشب بیرون نیا تا تو را نبیند و منم کاری میکنم که رستوران مادرت را هم نبیند.

اسرا بشدت عصبانیست و لجش گرفته است، با خودش میگوید: من این شام را زهرمارشان میکنم.

رفتارهای زمرد همه را کلافه میکند، برای چاعلا دروغ های عجیب و غریب سر هم میکند و خودش را عمارت نشین و خان زاده معرفی میکند.

خواهرش ریحان را تحقیر میکند تا خودش را بالا ببرد. با غذاهایی که از رستوران منکشه خریده است پز میدهد و میگوید خودم پخته ام!!!! (( چجوری این ادم و میشه تحمل کرد))

اسرا و اکرم، زینب را برای فضولی به خانه زمرد میفرستند.

زینب سعی میکند اوزان را پیش چاعلا تخریب کند تا ذهنیتش را نسبت به اوزان عوض کند اما چاعلا همچنان اورا دوست داشتنی میبیند.

این محله به تنهایی پر از ماجراست خخخخ میشود از آن یک رمان کمدی نوشت.

کل خانواده تصمیم میگیرند برق خونه زمرد را قطع کنند ولی یالچین کابل اشتباهی را میبرد و برق کله محله قطع میشود.

اوزان سراغ اسرا میرود و میگوید: همه این اتفاقات زیر سرتوست، باهم بحثشان میشود.

اوزان میگوید: تو به من حسودی میکنی؟ اسرا جواب میدهد: چرا باید به مردی که حتی عاشقش نبودم حسادت کنم؟ چهره اوزان درهم میرود و صداش شکستن قلبش را میتوان شنید.

اوزان که از خشم حرفای اسرا به تنگ امده است ماجرا را برای موسی تعریف میکند.

به موسی میگوید: اسرا ادم بی رحم و بی احساسیست، موسی از اسرا دفاع میکند و هر بار که میخواهد بگوید که ان شخصی که شب را دربیمارستان کنارت بوده است اسرا میباشد، اتفاقی میوفتد و موسی حرفش قطع میشود.

چاعلا به شرکت نمیرود و اسرا متوجه میشود که اوزان نیز برای کار شخصی از شرکت خارج میشود.

منکشه و زمرد نیز هم چنان در حال رقابت هستند. منکشه خیلی به خودش امیدوار است و میگوید: من دست اخر این بازی را رو نکرده ام!!

منکشه فیلمی از زمرد برای نریمان((فضول ترین زن محله)) میفرستد، نریمان هم فیلم را در گروه محله پخش میکند.

اسرا نیز به دنبال اوزان رفته است و با تاکسی اورا تعقیب میکند. اسرا فکر میکند اوزان با چاعلا قرار گذاشته است، اما وقتی میرسد میبیند اوزان به دیدن استاد دانشگاهش رفته است.

اوزان اورا میبیند ومیگوید: اینجا چیکار میکنی؟ اسرا میگوید: همه چی برای تو نرماله ولی اگر برای من همه چیز را سخت میکنی. در حین بحثشان استاد اوزان بیرون می اید و اسرا میفهمد اشتباه کرده است. استاد طارق از اسرا دعوت میکند تا شام را باهم اماده کنند و کنار هم باشند.

و اما رای گیری نهایی رئیس انجمن محله مشخص میشود.

منکشه و زمرد رای برابر میگیرند و هردو برنده خواهند شد(( قیافه شون دیدنی بود خخخخ))

مرد فوق العاده خوش رفتار، خوش صحبت و پر از زندگیست. شب قشنگی را سپری میکنند، شام میخورند و خاطرات قدیمی را مرور میکنند. برای یک لحظه نگاه اوزان و اسرا در هم قفل میشود.

در اخر شب که استاد طارق برای استراحت به اتاقش میرود و ادامه شب را به این زوج سابق میسپارد.

اسرا سردش میشود و ژاکتش را بیرون می آورد، اوزان ژاکت را میشناسد و میفهمد ان کسی که بالای سرش بوده است اسرا است!!

از اسرا میپرسد چرا برای مردی که عاشقش نیستی اینکارها رامیکنی؟ تعقیبش میکنی، مهمانی دیشبم بهم زدی، و تمام شب را در کنارم بودی ولی چیزی نگفتی!؟

اسرا میخواهد از بحث فرار کند اما اوزان جلو اورا میگیرد و میگوید: امشب باید حرف بزنیم، راه فرار نداری.

برای مطالعه خلاصه قسمت ۸ سریال ترکی عشق منطق انتقام کلیک کنید.

برای مطالعه همه قسمت های سریال ترکی عشق منطق انتقام کلیک کنید.

برای حمایت از سون مدیا عضو کانال تلگرام سون مدیا به آدرس kh7media@ لینک این  پست را برای دیگران ارسال کنید و عضو کانال تلگرامی سون مدیا شوید تا از اخبار و قسمت های جدید سریال با خبر شوید.

به این پست امتیاز دهید.
خلاصه قسمت ۷ سریال ترکی عشق منطق انتقام (Ask Mantik Intikam)
2.5 از 4 رای
12,913 مشاهده

کانال تلگرام سون مدیا

کانال تلگرام سون مدیا

برای عضویت در کانال تلگرام سون مدیا روی kh7media@ روی بنر کلیک کنید.
دیدگاه کاربران انتشار یافته : ۰ - در انتظار بررسی : 5
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


کانال تلگرام ســون مـدیـا اینستـاگـرام ســون مـدیـا