سون مدیا

خلاصه قسمت 95 سریال ترکی ستاره شمالی (Kuzey Yildizi) | دوبله فارسی و زیرنویس

کانال تلگرام سون مدیا بروزترین مطالب در کانال تلگرام
به سایت سون مدیا سایت خلاصه و اهنگ های سریال های ترکی خوش امدید
سه شنبه ۲۷ مهر ۱۴۰۰
قسمت ۹۵ سریال ترکی ستاره شمالی

سلام در این بخش به مطالعه خلاصه داستان قسمت ۹۵ سریال ترکی ستاره شمالی (Kuzey Yildizi) میپردازیم.

برای مطالعه سایر مطالب به صفحه اصلی سون مدیا مراجعه کنید و روی لینک کلیک کنید

سریال ستاره شمالی راجب دختری به نام ییلدیز است که توسط نامزدش ترک میشود و بیست سال منتظر عشق اولش میماند. دختری که سالها رنج تنهایی و دلتنگی را به دوش کشیده و هنوز هم به عشقش وفادار است. سرنوشت کوزی و ییلدیز را بعد از بیست سال سر راه همدیگر قرار میدهد و اتفاقات جالب و خنده داری را رغم میزند.

قسمت ۹۵ سریال ترکی ستاره شمالی

کوزی از ییلدیز می پرسد که او‌ را بخشیده؟ ییلدیز تایید کرده و می گوید که از این به بعد جدایی ندارند.
در این لحظه کوزی می بیند که محمود را بغل کرده و از وحشت، از خواب می پرد و می فهمد که همه اینها خواب بوده است. او می خواهد آب بخورد و می بیند که بطری آب خالی شده و می خواهد دنبال چشمه آب بگردد. او از کلبه بیرون می رود و می بیند که از کوه های اطراف آنجا آب جاری است و با خوشحالی از آن آب می خورد.
ییلدیز به محل معبد کنار دریا می رود و می بیند که کوزی آنجا هم نیست. کوزی حالش خوب نیست و فکر می کند که از آبی که خورده است، مریض شده است.
صفر با ناهیده و دخترها به اداره پلیس می روند تا گزارش یک مفقودی را بدهند. آنها می گویند که کوزی برای استراحت رفت ولی دیگر از او خبری نشده و آنها نگران هستند.
پلیس می گوید که کارهای لازم مفقودی را شروع می کنند و اگر آنها هم اطلاعاتی پیدا کردند، خبر بدهند و از آنها عکس می خواهد.
کوزی کنار ساحل چند هیزم می گذارد و آنرا آتش می زند تا شاید از طریق دود آن،‌ به کمک او بیایند. کوزی از خستگی و بدحالی، روی زمین می افتد.
دخترها از اداره پلیس بیرون می آیند و ناراحت هستند. مینه می گوید که پدرشان بخاطر آنها عشقش را از دست داد. حالا هم آنها به او گفته اند که باید از اینجا برود. صفر ناراحت است و می گوید که او با کوزی “تله پاتی” دارد و حس می کند که او در وضعیت بدی هست و به کمک نیاز دارد‌. صفر حالت توهم پیدا می کند و بعد می افتد.کوزی از تشنگی و بی حالی حالش بد است و احساس می کند که اگر به کمکش نیایند، او می میرد.
ییلدیز و بویراز هم دنبال کوزی هستند. ییلدیز می گوید که سیگنال گوشی او از کلبه ماهیگیری می آید‌ و در حالیکه همه دنبال او هستند،‌ کوزی آنجا تفریح می کند.
ناهیده به ییلدیز زنگ می زند و می گوید که صفر نتوانسته نبودن کوزی را تحمل کند و وارد شوک شده است و او را بیمارستان برده اند. ییلدیز و بویراز آنجا می روند. ناهیده بیقراری می کند و به ییلدیز می گوید که اگر او را بخشیده بود،‌ کوزی گم نمی شد و صفر هم اینطور نمی شد. ییلدیز می گوید که کوزی در یک کلبه ای قایم شده که قبلا آنها با هم آنجا پناه گرفته بودند و حالش نیز خوب است.
فریده می گوید که صفر احساس می کند که کوزی احتیاج به کمک دارد. ییلدیز از پرستار می خواهد که اجازه دیدن صفر را بدهد. صفر هنوز به هوش نیامده است.
دکتر می آید و می گوید که آزمایشات او نرمال است و مشکل خاصی ندارد، اما بخاطر غم از دست دادن دوست نزدیکش اینطور شده و در اثر ضربه روحی نمی خواهد بیدار شود. ییلدیز به صفر می گوید که ناراحت نباشد و کوزی حالش خوب است و در یک کلبه است.
صفر با شنیدن این حرفها به هوش می آید اما حالت عادی ندارد و از طریق حس ششم،‌ می فهمد که کوزی در حالت بدی است و با ارتباط حسی که با او پیدا می کند، کوزی ییلدیز و دختر ها را به صفر می سپارد. سپس صفر در یک حالت غیر عادی می گوید که او در یک سفر کهکشانی بوده و می خواهد که برگردد چون حالش خوب نیست و در کلبه ماهیگیری احتیاج به کمک دارد. آنها فکر می کنند که او حرفهای ییلدیز را شنیده است. صفر می خواهد که به آن کلبه برود ولی ییلدیز می گوید که او خودش آنجا می رود و صفر باید استراحت کند چون خون دماغ دارد. صفر می گوید که خون دماغ او بخاطر “سفر در زمان ” است و او قدرت های خاصی دارد. صفر به ییلدیز می گوید که زودتر آنجا برود و او را نجات بدهد.
ییلدیز با دو نفر قایقران آنجا می رود و می بیند که کوزی کنار ساحل افتاده و بد حال است‌. کوزی فکر می کند که او هم توهم زا شده. ییلدیز می گوید که او خواب نیست و واقعی است و می خواهد کمکش کند. کوزی احساس می کند که دارد می میرد و می گوید که دوستش دارد.
کوزی می پرسد که اگر او واقعی است،آیا او را بخشیده؟ییلدیز می گوید که او عصبانی شده ولی هیچوقت از او قهر نکرده و از او دست نکشیده است.
ییلدیز به او آب می دهد ومی خواهد او را بیمارستان ببرد. صفر در بیمارستان باز هم دچار حالت های روحی می شود و ناگهان به حالت “تله پاتی” می رود.
دخترها از او فیلم می گیرند. صفر ادعا دارد که اسم او”یازده ” است و با قدرت دستش، از راه دور، در را می بندد. بویراز می گوید که او را به سیرک می برد تا پولدار شود. آنها هر کدام سوالاتی درباره آینده خودشان می کنند.
ییلدیز زنگ‌ می زند و می گوید که حدس صفر درست بوده و کوزی را در یک کلبه پیدا کرده اند و حالش کمی بهتر شده و توصیه می کند که تا وقتی که آنها به بندر می رسند، به آمبولانس خبر بدهند.ییلدیز به کوزی می گوید که او را رها نکند.

امبولانس به بندر می آید و کوزی را بیمارستان می برند. دکتر می گوید که او مشکل خاصی ندارد و مقداری عفونت در خون هست که با دارو برطرف می شود.همه از او عذر خواهی می کنند که باعث اینکار شده اند.
ییلدیز می گوید که خیلی دلش می خواهد که با او خوشحال و خوشبخت باشد ولی نمی شود. کوزی می گوید که حالا که او را بخشیده، آنها بسوی ازدواج می روند و او سعی می کند آنطور که ییلدیز می خواهد، خودش را تغییر دهد. ییلدیز صورت کوزی را می بوسد و می گوید که اینکه آنها همدیگر را دوست دارند، دلیل این نمی شود که دوست دختر و دوست پسر باشند و چند بار امتحان کردند و نشد. ییلدیز ادامه می دهد که مانع آنها خانواده ها و شعله نیستند‌. مانع ” خودشان” هستند. آنها خودشان را خوب نکرده و می خواهند که همدیگر را خوب کنند و بعد همدیگر را زخمی می کنند. بنظر ییلدیز چاره کار آنها ” زمان” است‌ و آنها با هم دوست می مانند تا ببینند می توانند همدیگر را درک کنند و با هم کنار بیایند؟ و اگر در این دوستی موفق شوند،‌ همه چیز درست می شود.
کوزی می گوید که برای بدست اوردن او،هرکاری می کند و حرفهایش را گوش می کند و اگر او را هم بخشیده است،فعلا به دوست بودن راضی می شود.
ییلدیز اولین مکالمه دوستی شان را تبریک می گوید.
ییلدیز در کشتی خودش و کوزی در کشتی خودش هست. کوزی برایش پیامی می فرستد و بعد آهنگی را پخش می کند‌. ییلدیز گریه اش می گیرد‌، و از دور نگاهش می کند. دخترها از اینکه آنها با هم‌ با لحن دوستانه ای با هم حرف می زنند تعجب می کنند و می بینند که آنها فعلا این مرحله از رابطه را می خواهند تجربه کنند. کوزی پیشنهاد می کند که عصر در کلبه ماهیگیری چایی دوستانه بخورند.
یاشار به صفر زنگ می زند. صفر فکر می کند او می خواهد عذر خواهی کند. یاشار می گوید که می داند او در کشتی کوزی شاگرد شده است. صفر در جواب می گوید که علتش این است که او را به زور از کشتی اش جدا کرده اند. یاشار به صفر اطلاع می دهد که با همه خواهر و برادرهایش کار دارد و او هم شب به خانه بیاید، چون می خواهد اموالش را تقسیم کند و به ییلدیز هم خبر بدهد. صفر به یاشار مشکوک است و فکر می کند کاسه ای زیر نیم کاسه است. او می خواهد تمرکز کند شاید در این رابطه چیزی را حس کند، اما موفق نمی شود و فکر می کند که این رابطه فقط با کوزی برقرار می شود.
صفر به ییلدیز زنگ می زند و پیام یاشار را به او می رساند که می خواهد تقسیم اموال کند و فکر می کند برای این است که در حق پسرش ناحقی کرده است.
شرف و یاشار دم در لبنیاتی مشغول بازی تخته نرد هستند و عثمان و امین و عمر هم آنجا هستند. پنبه هم می آید و می خواهد خرید کند. او لیست خرید را می دهد و می گوید که برای بچه های پرورشگاه است. شرف می گوید که دو برابر آن مواد را هم به حساب او بدهند.
در کافه ای امینه منتظر شعله است. شعله می آید و امینه ضمن صحبت با او می گوید که از این به بعد، نه رابطه اش با او خوب می شود و نه با کوزی آشتی می کند و حتی اگر امید کوچکی هم به کوزی دارد، خودش را گول نزند. چون کوزی بشدت عاشق ییلدیز شده و به هیچ وجه دست بردار نیست.
شعله می گوید که او مادر نوه های اوست و نباید با هم دشمن باشند و او ابتدا فکر می کرده که کوزی با او لجبازی می کند اما بعد متوجه شده که اینطور نیست.
امینه می پرسد که پس منظورش از قید یکسال ممنوعیت ازدواج کوزی چیست؟ شعله می گوید که چون احساس می کند فعلا دخترهایش با او دشمن هستند و نمی خواهد آنها با زن دیگری به یک خانه بروند و انتظار دارد بعنوان مادر، او را درک کند.
امینه از او درباره خیانت به کوزی سوال می کند و شعله اطلاعات او را ناقص می داند و می گوید که در اصل کوزی به او بی توجهی می کرد و او هم فکر می کرد که کوزی به او خیانت می کند و برای اذیت کردن کوزی و اینکه او بفهمد خیانت چیست،‌ اینکار را کرده و با کسی فرار نکرده،‌ بلکه به کوزی اینطور گفته است. امینه به مدارکی که در دست چتین است اشاره می کند و می گوید که وقتی او لجبازی کند و دروغ بگوید، همه را از دست می دهد. شعله گریه اش می گیرد.

پایان قسمت ۹۵ سریال ترکی ستاره شمالی

برای مطالعه همه قسمت های سریال ترکی ستاره شمالی کلیک کنید

برای مطالعه سایر مطالب به صفحه اصلی سون مدیا مراجعه کنید و روی لینک کلیک کنید

برای حمایت از سون مدیا عضو کانال تلگرام سون مدیا به آدرس kh7media@ شوید تا از اخبار و قسمت های جدید سریال با خبر شوید و لینک این  پست را برای دیگران ارسال کنید.

به این پست امتیاز دهید.
خلاصه قسمت ۹۵ سریال ترکی ستاره شمالی (Kuzey Yildizi)
4.2 از 5 رای

کانال تلگرام سون مدیا

کانال تلگرام سون مدیا

برای عضویت در کانال تلگرام سون مدیا روی kh7media@ روی بنر کلیک کنید.
دیدگاه کاربران انتشار یافته : ۰ - در انتظار بررسی : 8
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


کانال تلگرام ســون مـدیـا اینستـاگـرام ســون مـدیـا